احمد اديب پيشاورى

19

نگارستان عجائب و غرائب ( فارسى )

اهل آنولايت چون از شب ربعى بماند در طعام پختن شوند و احدى در آنوقت در خواب نباشد و مرغ خانگى آنولايت از اول شب تا صباح چهارنوبت بانگ نمايند . و در شهرى دو مرتبه پىدرپى حاكم ولايت بديوان برمىآيد امراء و وزراء و خرد و بزرگ بر سر قدم نشسته و دست بر سر نهاده ميباشند و مهمات و معاملات را چون عرض نمايند ايستاده شوند و در ميان آواز بلند كردن عيب تمام باشد . و در روز جشن و عيدى كه دارند مطلق حرف نزنند و اگر كسى حرف زند ميگويند ديوانه شده او را در بند مينمايند . و روز جمعه را از روزهاى ديگر افضل ميدانند و راوتى ايشان را در آن روز وعظ مىكند همگى نصيحت و پند ايشان اينست كه جاندار را آزار نبايد رسانيد و بر هم رحم نمائيد و در آن روز به بتخانه ميروند و دختران برقص درآمده چندان بازى ميكنند كه بى خود ميشوند كف از دهان ايشان ظاهر مىشود و اين‌را از عجايب بت ميدانند . و در سالى دو روز را متبرك ميدانند ميگويند شيطان را ضيافت داريم و در آن روزها شراب وافر به بتخانه‌ها مىبرند و بروش خود عشرت و نشاط دارند و مجلس شيشه و پياله را گرم دارند و جز در آن روزها داخل بتخانه نشوند و تا سال آينده تأسف و افسوس خورند . و شهر حيكو بيست و هشت دروازه دارد و تختهاى دروازه از رويين ريخته‌اند و بر روى آنطلا ريخته‌اند و بنوعى كه گويا همه طلاست و عمارت تمام دروازه‌ها بر يك نمط واقعشده چنانچه اگر مسافرى وارد آنديار شود از ايندر بدر ديگر رود پندارد كه همان در اول است و از مشاهدهء آنحال بحيرت قرين گردد بدين طرح شهرهاى ديگر در ربع مسكون واقع